اشک تمساح ۲
در موقعی که ناموسِ فلک دوباره بر باد رفته، و این بار خاکِ خودمان یکپارچه دود، آتش، خون و آوار شده، شهرهایمان زیر موشک و بمب له شدهاند، جوانهایمان تکهتکه، و هیولای فقر، گرسنگی و بیآیندهگی مثل خنجر بر گلوی مردمِ درمانده نشسته، باز هم همان دستهٔ میهنپرستهایِ حرفهای و ناجیانِ همیشهدردمند قیام کردهاند. حالا به جای کوروش و داریوش، از «مقاومتِ الهی»، «جبههٔ مقاومت»، «انتقامِ سخت» و «پیروزیِ استراتژیک» نوحه میخوانند. اشکِ تمساح ریختهاند برای «شهدای گرانقدر» و «مردم مظلوم»ی که خودشان به مسلخ فرستادند.
فکر نان بکنیم که خربُزه آب است!
ما همیشه عقبمانده بودیم و با غرورِ پوچ به گذشتهٔ خود میبالیدیم؛ به کوروش و داریوش و عظمتِ باستانی، به شعر و شاهنامه و شکوهِ خیالی. این غرورِ کاذب و عقبماندگیِ اعتقادی، دقیقاً همان نقطهٔ ضعفی بود که اجازه داد نوکیسههای تازه به دوران رسیدههای بیسواد و پرمدعا با سوءاستفاده از تعصب و خوابِ غفلتِ تاریخی، با ریش و عمامه و شعارهای دینی بر ما حکومت کنند و ثروت و قدرت را غارت نمایند.
در جنگِ اخیر، وقتی موشکها مثل بارانِ مرگ بر سر تهران، اصفهان و دیگر شهرها میبارید، برقها رفت، خانهها ویران شد و مردم عادی زیر آوار جان سپردند، همان آقایانی که با شعار «مرگ بر اسرائیل» و «مرگ بر آمریکا» جیبشان را پر کرده بودند، حالا از «دفاع مقدس» و «حملهٔ غافلگیرکنندهٔ دشمن» دم میزنند. انگار مردم فقط برای قربانی شدن در جنگهای نیابتی به دنیا آمدهاند.
این همان اشک تمساح است. تمساحی که با یک دست مردم را به جنگ و شهادت تشویق میکند و با دست دیگر حسابهای بانکی، قاچاق و رانت را پر میکند. همانطور که صادق هدایت گفت: افتخار به عظمت باستانی فقط تا جایی خوب است که باعث پیشرفت شود، نه اینکه انسان را خودپسند و خوابآلود کند. حالا هم افتخار به «انقلاب» و «قدرت منطقهای» همان فریب را تکرار میکند.
ما هنوز در تعزیه و «مرگ بر…» گیر کردهایم، در حالی که دنیا با هوش مصنوعی و اقتصاد دانشبنیان پیش میرود. بیمارستانها بدون دارو، جوانها بدون کار و امید. بعد از هر «پیروزی» قیمت دلار جهش میکند و سرداران جنگ ثروتهای نجومی میاندوزند.
این حکومت دقیقاً همان بلایی را سر ملت آورده که رژیمهای پیشین با میهنپرستی توخالی میآوردند: فقر مادی و معنوی. گرگهای داخلی از هر دشمن خارجی خطرناکتر بودهاند. مردم میدانند درد اصلی از همانهایی است که بیش از چهار دهه با اشک تمساح، کشور را به گروگان گرفتهاند.
اگر به این ملت علاقهمندید، به جای نوحهخوانی برای «جنگ تحمیلی جدید»، به فکر نان، آزادی و آیندهٔ جوانها باشید. وگرنه این اشکها فقط تمساح است؛ تمساحی که نسلها را میبلعد.
ایران ما بیش از این اشک تمساح نمیخواهد. به بیداری و تغییر ریشهای نیاز دارد.
